قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
3012
تاريخ الفي ( فارسى )
و از جمله وقايع اين سال آنكه سلطان سنجر برد و قضيب پيغمبر را كه از خليفه مسترشد گرفته بود ، از براى مقتفى باللّه فرستاد . و اهالى بغداد استقبال آنكس كه برد و قضيب را از نزد سلطان سنجر آورده بود نمودند و او را ، به اعزاز و اكرام تمام ، به شهر درآوردند . در آن روز در بغداد حكم روز عيد پيدا كرده بود و مردم از آمدن آن دوچيز بسيار خوشحال شدند . و در همين سال از امراى صاحباختيار امير قراسنقر ، « 1 » والى آذربايجان و ارّانيّه ، در شهر اردبيل به مرض سل درگذشت . اصل قراسنقر از غلامان طغرل بود و بعد از فوت قراسنقر ولايت آذربايجان و ارّانيّه به امير چاولى طغرلى تعلّق گرفت . « 2 » و از جمله وقايع اين سال آنكه ميانهء امير اتابك زنگى و داود بن سقمان ارتق ، صاحب حصن كيفا ، جنگ سخت روى نمود . و داود از آن معركه هزيمت يافته گريخت و امير اتابك زنگى از بلاد او قلعهء بهمرد « 3 » را گرفته به عمّال خود سپرد . و چون در اينوقت ، زمستان رسيد ، امير اتابك بازگشته عنان عزيمت به صوب مستقر امارت يعنى شهر موصل منعطف داشت . و هم در اين سال اسماعيليه قلعهء مصياب « 4 » را كه از اعمال شام است به مكر و حيله از بنى منقذ گرفته نايب آن قلعه را كه مملوك بنى منقذ بود به قتل رسانيدند . و در اين وقت ولايت شيزر را نيز بنى منقذ داشتند . و هم در اين سال قلعهء جعبر نيز به تصرّف اسماعيليه درآمد . و هم در اين سال امير يرنقش بازدار ، والى قزوين ، وفات يافت . و سديد الدوله « 5 » [ ابن ] انبارى ، كه وزير مقتضى باللّه بود ، نيز در اين سال از اين عالم فانى به سراى جاودانى انتقال نمود و قايممقام او در امر وزارت نظام الدّين ابو نصر محمّد بن محمّد بن جهير گشت . و در ماه رمضان اين سال طايفهاى از فرنگان به قصد تسخير عسقلان كه داخل ولايت خلفاى علويهء مصر بود ، به آن ولايت درآمدند . و چون والى عسقلان بر اين معنى اطّلاع يافت ، سپاه خود را مستعد گردانيده به جنگ كفّار برآمد . و بعد از اشتعال نايرهء قتال و جدال ، نسيم ظفر و نصرت بر پرچم علم اهل اسلام وزيد و اكثر فرنگان به قتل رسيدند و بقيّه السّيف فرار نموده به زشتترين احوال به جانب ولايت خود مراجعت نمودند . و از جمله وقايع اين سال آنكه بعد از كشته شدن جوهر مقرّب ، كه صاحب عباس بود ، در روضة الصفا مسطور است كه چون مزاج شريف سلطان سنجر به عباس ، والى رى ، انحراف يافت ، برادرزادهء خود را ، سلطان مسعود باشد ، پيغام داد كه عباس را بگيرد . سلطان مسعود بنا
--> ( 1 ) . هرسه نسخه : آقسنقر . تصحيح براساس راحة الصدور . ( 2 ) . و سلطان مسعود نيز ناگزير بدين امر رضايت داد . ( 3 ) . الكامل : بهمرد . ( 4 ) . در متن به صورت مضبات آمده است . مصياب قلعهاى مشهور از اسماعيليان در ساحل شام در نزديكى طرابلس . آن را مصياف نيز گويند . ( 5 ) . در متن به صورت سديد الدين آمده است .